فرض کنیم بخشی از مهارتهای نوشتن قابل آموزش باشد، و فرض کنیم منِ نوعی توانایی آموزش را داشته باشم، باز هم به نظرم دستِکم سه ویژگی از طرف دانشجو/ هنرجو، برای یادگیری ضروری است:
راستگویی، سختکوشی و شنیدن.
راستگویی به این معنی که در مورد ذوقش، فرآیند کارش و دریافتش از کلاس صادق باشد! نه اینکه در حقیقت مثلاً رمان محبوبش بامداد خمار باشد، ولی سرِ کلاس جهت حفظ ظاهر حرف از مادام بواری بزند! مثل این است که شما عاشقِ مشهد رفتن باشی ولی مدام حرف از پاریس بزنی، خب در بهترین حالت ممکن است نهایتاً سر از بصره در بیاوری! حالا اساساً چطور ممکن است کسی با این حد از عدمِ صداقت بتواند داستانی خواندنی بنویسد؟
سختکوشی به این معنی که واقعاً تمرین کند، و وقتی تکلیفی واگذار میشود واقعاً برای انجامش بکوشد. والله نوشتن هم مثل باقی مهارتها تمرین لازم دارد. همانطور که اگر تمرین نکنی نمیتوانی پیانو بزنی، اگر تمرین نکنی جملهی خوب هم نمیتوانی بنویسی. به نظر خودم این بدیهی است. تنها فصل مشترک در میان توصیههای تمام نویسندگان تاریخ همین است که نویسنده لازم است هر روز بنویسد. از بوکوفسکی تا چخوف تا استفان کینگ همه روی این اصل مشترکند.
و شنیدن، به این معنی که بشنوی آدمِ روبهرویت چه میگوید! نه اینکه فقط سر تکان بدهی و بحث کنی. بعضی هنرجوها کلاس را با جلسهی نقد یا شورای پروانه ساخت اشتباه میگیرند. شما سرِ کلاس قرار نیست از کارت «دفاع» کنی، چون کسی به کارت حمله نمیکند [ایجاد فضایِ امن البته کارِ معلم است]، آخرِ کلاس نه جایزه میدهند، نه پروانه نه بودجه. گوشت را باز کن و دقت کن ببین طرفِ مقابل چه میگوید.
خلاصه، به نظرم اقلا این سه ویژگی برای یادگیری احتمالی الزامی است.
کلاسهای خودم اصولاً دو بخش است، یک بخش مباحث کلی نظری که شخصیت چیست و کنش چیست و کشمکش چیست و … .
یک بخش هم نظر دادن در مورد داستانها، که در مورد داستان هرکسی در چارچوب همان داستان نظر میدهم و گاهی پیشنهادی هم مطرح. به نظر خودم این بخش دوم بسیار میتواند مفیدتر و سازندهتر باشد، اگر سه شرطی که گفتم محقق شده باشد. میکنم
خب، صادقانه بگویم، برای کسی که به نظرات توجهی نمیکند، کلاس داستاننویسی چیزی نیست جز یک تفریحِ نسبتاً ارزان؛ که البته اشکالی ندارد. شاید معلمانِ نوشتن که خودشان چیزی ننوشتهاند برای پاسخ به همین اشتها به میدان آمدهاند. به هر حال برای آدمی که تفریحی میآید سر کلاس، اولویت اصلی سرگرمکننده بودنِ کلاس است، نه تلاش برای نوشتن داستانی بهتر.