با ریتم برف پارک کن: مرثیه ی نوازنده‌ی ترومپت

مهم‌ترین چیزی که باعث شد تمامِ چهل و چند دقیقه با دقت اسمال شیپوری را رویِ صحنه‌ی کوچکِ تماشاخانه‌ی موج نو دنبال کنم جدیت متن بود. اگر علاقه‌ای به فضایِ موسیقیِ پاپِ دهه‌ی 50 دارید، از فریدون فروغی و گروه‌های موسیقیِ گمنامِ آن دوران لذت می‌برید. این مونولوگ برایتان جذاب خواهد بود. اگر آدم‌های خسته را دوست دارید، این مونولگ برایتان جذاب خواهد بود. اگر آدم‌هایی که در گذشته‌ای مبهم گیر کرده‌اند را دوست دارید، این مونولوگ برایتان جذاب خواهد بود. اگر از شنیدن داستانِ زندگی آدم‌ها لذت می‌برید، این مونولوگ .   برایتان جذاب خواهد بود. نظرات میلاد اخگر در مورد این کار را در این مصاحبه اش با ایسنا بخوانید

«با ریتمِ برف پاک کن»، از  ابزارِ رایجِ تولید جذابیت بهره نمی برد. نه کسی سر کسی را بریده، نه مردِ مجنونی یا زن مجنونی هست که آخرش خودش را دار بزند و … . ریتمِ برف پاک کن داستانِ روزهایِ اوجِ اسمال شیپوری است، داستانِ رفاقتش با یک نوازنده‌ی ارمنی، و   غوطه خوردنش در دنیایِ موسیقیِ دههِ 50؛ دهه‌ی طلایی موسیقیِ پاپ ایران. اکثر نمایشها، فیلمها و داستانهایی که به نوستالژی روی می آورند، از زمان هایی حرف می زنند که کسی مایل به برگشتن به آنها نیست. من باورم نمیشود کسی بخواهد دوباره در سال های جنگ زندگی کند. ولی در با ریتم برف پاک کن با نوستالژی اصیل روبروییم. اسمال شیپوری واقعا دلش میخواهد برگردد و همان سه ماه را برای  تمام عمرش زندگی کند. اصلا اسمال شیپوری بیرون از آن سه ماه معنی ندارد.این از نظر من نوستالژی اصیل است

وقتی اسمال شیپوری حرف می‌زند، درست از خودش و دورانش حرف می‌زند. واقعا یک نوازنده‌ی کهنه کار ترومپت حرف می‌زند. نویسنده به طورِ مشخص در مورد موضوع تحقیقات مفصلی کرده و به موضوع احاطه دارد. هیچ تلاشی نمی‌کند که احاطه‌اش را به رخِ ما بکشد اما مایِ تماشاچی متوجه می‌شویم که طرفمان به موضوع مسلط است. همانطوری که فوتبالیست‌ها، از رویِ روپایی زدنِ طرفشان تشخیص می‌دهد چقدر فوتبال بلد است.  صحنه‌ی شکل گیری رفاقت بین دو نوازنده کنارِ برکه، خبر از آشنایی نویسنده با موضوع می‌دهد.

شخصا اگر صحنه‌ هم طراحی شده بود خوشحال‌تر می‌شدم و ترجیح می‌دادم موسیقیِ بیشتری در تئاتری که مشخصا به موسیقی می‌پردازد بشنوم و قطعا ترجیح می‌دادم سالنِ موجِ نو پشه نداشته باشد. خوشبختانه اجرایِ میلادِ اخگر به پشه‌ها غلبه کرد. البته این را هم درک می کنم که اخگر نمیخواسته چیزی مزاحم تک گوی اسماعیل باشد، حتی صحنه.

بلیت اجرا را میتوانید از این لینک بخرید و  آنونس اجرا را هم اینجا ببینید. شاید کسی بعد از دیدن این اجرا بگوید زیادی شخصی بود. حرفِ خیلی اشتباهی هم نیست ولی
خب، دنیایِ شخصیِ اخگر هم می‌تواند جذاب باشد.