zarif

پیش متن اینکه این یادداشت را دیروز نوشته بودم، ولی نشد بالا بگذارمش، تا الان.

صبح امروز من با صدای دلنگ پیامک بیدار شدم، حوالی ساعت شیش. دوست عزیزی پیامک داده بود که هوراااا توافق کردن بالاخره. من که نفهمیدم کی با کی توافق کرده است و خوابیدم، ولی یک ساعت بعد که بیدار شدم دیدم فیسبوک منفجر شده است. خب، تا اینجا دم همگی گرم، خودم هم یک استاتوس قشنگ گذاشتم در همین باب که استاتوس گذاری در باب مطالب روز از اوجب واجبات است. چند ساعت از این خبر خوش نگذشته بود که ملت ضد حال آغاز به کار کردند:

–        توافقی نیست که الکی گفتند توافق در واقع هیچی نیست!

–        این شرایط که خیلی مسخره س، من کاملش رو خوندم ما کامل ضرر کردیم.

–        آقا هیچ تغییری نمی کنه وضعیت اصلا ربطی نداره، تا تحریم ها رو کامل بر ندارن

–        حالا که تحریم ها رو برداشتن همه چی بدتر میشه….

حالا اینکه چطور شغل دوستان شده انتقاد از مذاکرات هسته ای روشن نیست، این وظیفه را قطعا دوستان مسلط دیگری انجام خواهند داد.  سوال اصلی این است که ما واقعا حق نداریم یک نصفه روز خوشحال باشیم؟ تیم والیبال می­برد، یک عده نک و ناله میکنند که مهم نیست، سه دو به درد نمی خورد، حالا که چی، آخرش که چی، این نسل طلایی است نسل بعدی پخ است. فوتبال می برد، میگویند تایلند تیم نیست، لبنان لبو است، کره برایش مهم نبود و هزار درد و بلای دیگر، واقعا ما حق نداریم یک نصفه روز خوشحال باشیم؟ فوتبال ساحلی قهرمان می­شویم میگویند به زور بردیم، برای بقیه مهم نبود، حریف ها جدی نمی گرفتند، یعنی اگر قهرمان جام جهانی هم بشویم یک عده هستند که بگویند نه، توطئه بود، همه چیز نقشه های از پیش طراحی شده است.

من نه تنها اعتراضی ندارم که درصد غنی سازی در توافق نامه چند است، یا ما چند کیلو اورانیوم را باید به کی بدهیم، واقعا از این همه دعوا خسته هم شده­ام. از نظر من تا وقتی پیمانکار بوشهر روس­ها هستند، ما انرژی صلح آمیز هسته ای نخواهیم داشت، والسلام. اگر در این فاصله ـ که روس های عزیز ما را دور می زنند ـ تحریم نباشیم من شخصا خوشحال­ترم. و اصلا درک نمیکنم چطور ممکن است شرایط تحریم نبودن، از شرایط تحریم بودن بهتر باشد؟ در ضمن تجربه نشان داده که در کنار توافقات ما کار خودمان را خواهیم کرد، حسن تیم جدید مذاکره کننده این است که با لبخند کارشان را پیش می برند. فعلا امروز صبح هشت میلیارد دلار ایران ظاهرا آزاد شده است، خدا بده برکت! ما هشت میلیارد جلوییم تا ببینیم شش ماه آینده چه می­شود. بالاخره آدم هشت تا از آمریکا بخورد یکی بزند خیلی بهتر است که هفتاد هشتاد تا از هند بخورد!

حالا سوای توافق، مسئله اصلی این مذاکرات این است که یخ بین ایران و آمریکا آب شده است. حالا دوستان منطقه­ای تمام محاسباتشان را عوض کرده اند، همه اینها خیلی آینده ساز و قشنگ نباشند، مایه تفریح که هستند! در این بازی ما واقعا نقش خاصی نداریم، نقشمان را بازی کرده ایم، بهترین استراتژی لذت بردن از شرایط است. خلاصه تا گند قضیه در نیامده، من شادی و خوشحالی را به همه پیشنهاد می کنم. در ضمن تاکید کنم که بله آقا، همه چیز بازی است اما بازی برنده و بازنده دارد. چه برنده از پیش تعیین شده باشد چه نباشد، طرف برنده بودن کیف خودش را دارد. ندارد؟

در هر حال این توافق برای هرکس آب نداشته باشد برای آقای ظریف نان داشت، به لطف پیشینیانش که کاری از پیش نبردند موفقیت ظریف خیلی خوب برجسته شد و به چشم آمد و اسمش در یک شعار کنار اسم مصدق نشست.  یادداشتم را با این استاتوس آقای مخبر تمام میکنم:

«سوال:دیشب تو مجلسی بودم که بچه های با مطالعه ای بودن. یکیشون می گفت حالا که خیالشون از بابت تحریم ها راحت شده دیگه با آسودگی می افتن به جون مردم و فشارها سیر صعودی می گیره. نظر شما چیه؟ من خودم کمی نگران شدم…

جواب:من پيشگو نيستم و نمي‌دونم چه اتفاقاتي خواهد افتاد. اما اين را مي‌دانم كه مرثيه‌سازها و مرثيه پردازها كم نيستند و هميشه هم مي‌خوان به تو يادآوري كنن كه الان وقت گريه كردنه. در ميان بسيار خوانده هاي ما هم كم نيستند. يعني استاد آيه‌ي يأس‌ايم.»

دو سه روز شاد باشیم، بعد دور هم مایوس می شویم دوباره.