serenad

روباهی که اعتماد داشت ـ  سرناد

تئاتر سرناد، کارگردانش پریا علیمحمدی و نویسنده اش مروژک، هر شب ساعت شش در سالن انتظامی خانه هنرمندان اجرا میشود. اجرایی ساده و صریح و روان که  در زمانی کمتر از یک ساعت حرف مهمی را  بیان میکند. دو تم اصلی کار اینها هستند، موجوداتی که خودشان تصمیم نمی گیرند، همیشه قربانی هستند و دیکتاتور همیشه قربانی حماقت خودش است. البته از اجرایی که در جشنواره های داخلی و خارجی هم جوایزی برده است توقعی جز  ریتم مناسب و برآورده کردن رضایت مخاطب نیست.

 طراحی صحنه سرناد مینیمال است، گرچه این صحنه به خوبی برای اجرا کار میکند، ولی شخصا احساس میکنم صحنه با لباسهایی که بسیار خوب برای روباه و خروس و مرغها طراحی شده اند هماهنگ نیست. طبعا صحنه مینیمال لباس مینیمال می طلبد و بر عکس. اما در هر صورت این ترکیب گرچه ایده آل نیست چشم نواز هست. و این چشم نوازی در بازی بازیگران هم ادامه پیدا میکند. اگرچه شخصیت های مروژک  کاملا تمثیلی هستند و خصلت های مثالی آنها از وجوه عمیق شخصیت پردازانه شان برجسته تر است (به این ترتیب درکشان هم حدودا ساده تر میشود) اما نکته قوت کار به نظرم تشخیص درست کارگردان است برای استفاده از یک بازی ساده و تقریبا میشود گفت رئالیستی برای این شخصیت ها.

به نظر من، در این متن، اصل برجسته کردن الگوهای رفتاری است و کسانی که با روانشناسی رفتار متقابل ـ که این روزها خیلی هم روی مد است ـ آشنا باشند، از تحلیل این متن لذت مضاعفی خواهند برد. واکنش انواع مختلف شخصیت ها در یک موقعیت ثابت، موضوع مطالعه مروژک است.

سرناد، بیش از هر چیز یک کمدی انتقادی اجتماعی است، نوعی از نمایش که جامعه ما بیش از هرچیز به آن احتیاج دارد و منظورم از جامعه تک تک آدمهاست. ما احتیاج داریم خودمان را روی صحنه ببینیم، که چقدر در دنیای جدید بعضی از رفتارهایمان خنده دار و همزمان تلخ است.

بی انصافی است اگر نگویم که یک نکته در طول اجرا برای من مزاحم بود، تقلید نوازندگی ویولن سل توسط بازیگر نقش روباه، زیر یک قطعه بسیار معروف که الان اسمش یادم نیست، ولی واقعا معروف است. روباه سرناد اصلا خوب تقلید نمی کرد. این را اضافه کنید به طراحی نور نسبتا یک نواخت که احتمالا ناشی از محدودیتهای سالن بود، و دیگر نکته مزاحمی وجود نخواهد داشت. لذت ببرید.

 

پ. ن: دوستان یادآوری کردند قطعه ای که در اجرا پخش میشود#Journal October – 1979 است به نوازندگی دیوید دارلینگ.