drjekyll

دکتر جکیل و آقای هاید

این یادداشت را هم وقتی نوشتم که خلاصه ای از دکتر جکیل و مستر هاید منتشر شده بود. هم معرفی داستان است، هم نگاهی به عیب و حسنش، و هم یادآوری این نکته که صد صفحه کتاب اصلا خلاصه کردن ندارد. فکر میکنم حدود دو سال پیش این یادداشت در روزنامه اعتماد چاپ شده است. متن اصلی کتاب را به زبان انگلیسی هم یک جایی همین گوشه کنارها دارم ولی در این لحظه پیدایش نمیکنم، اگر کسی علاقه داشت بگوید پیدا کنم و برایش بفرستم. به طرز عجیبی مطلب در مورد این اثر به فارسی کم است ظاهرا. با اینکه این کتاب واقعا یکی از کلاسیک های ژانر وحشت است.

نقد تند

به بهانه انتشار دکتر جکیل و آقای هاید

امین حسینیون   ahosseinioun@gmail.com

«حسرت کتاب کامل.»

می­گویند یک روز صبح که مادر رابرت لویی استیونسون از خواب بیدارش کرد، رابرت به شدت معترض شد. زیرا در آن لحظه در حال دیدن خواب بخش­های پایانی دکتر جکیل و آقای هاید بوده است. البته اسم کامل کتاب «پرونده­ عجیب دکتر جکیل و آقای هاید است» اما در طول صد و بیست و شش سالی که از انتشار آن گذشته است به نام دکتر جکیل و آقای هاید مشهور شده. البته اینکه واقعا استیونسون کل ماجرا را در یک رویا دیده باشد کمی فانتزی به نظر می­رسد. اما به هر حال داستان قشنگی است که قرار نیست درباره­ اش حرف بزنیم. در مورد این کتاب به نظرم نکته­ جالب این است که در مدت زمانی کوتاه نسخه­ ای که نشر افق منتشر کرده است به چاپ دوم رسیده. و نشر مرکز نیز همین رمان کوتاه را با ترجمه­ ای دیگر منتشر کرده است و ظاهرا استقبال از هر دو نسخه خوب بوده است. اما نکته­ ای در کار است. هردوی این چاپ­های جدید نسخه­ های کوتاه شده­ رمان بوده­ اند. نسخه­ های کوتاه و ساده­ شده­ ای از رمانی که نسخه­ اصلیش کمتر از صد صفحه در قطع معمولی است. ظاهرا در طول سالیان دکتر جکیل و آقای هاید هم به صف رمان­هایی سقوط کرده است که ارزش چاپ کامل و جدی را ندارند و باید نسخه­ های ساده و کوتاه شده­ شان را منتشر کرد.

اگر خاطرتان باشد در دهه­ هفتاد، انتشارات سپیده تعداد بسیار زیادی از آثار کلاسیک را برای نوجوانان منتشر کرد. مثلا رمان­های ژول ورن، آیوانهو، موبی­دیک و امثالهم و همه در نسخه­ های کوتاه شده چاپ می­شدند. این البته اشکالی نداشت، بالاخره نوجوانان هم حق دارند کلاسیک­ها را بخوانند، اما چرا این حق را باید از بزرگسالان گرفت؟

ما در اینجا با اثری روبروییم که نه چندان حجیم است و نه خواندن متن اصلیش چندان سخت است. از حق نگذریم رابرت لویی استیونسون، مرحوم خودش هم ساده نویس بود و عامه پسند! دیگر چه لزومی به کوتاه کردن و ساده کردن متن استیونسون هست؟ نهایتا کمی به روز کردن متن ترجمه اکتفا می­کند. اما ممکن است کسی بگوید، ای آقا، اصلا خواندن این داستان از قرن نوزدهم چه اهمیتی دارد؟ ما که اینها را نخواندیم و هیچ اتفاقی هم برایمان نیافتاد!

«دکتر جکیل…» در کنار «جزیره­ گنج» دو تا از شاخص­ترین آثار رابرت لویی استیونسون هستند. و هرکدام در ژانر خودشان نمونه­ ای کلاسیک و الگو محسوب می­شوند. جزیره­ گنج را هرکسی بارها و بارها اقلا از طریق اقتباس­های متعدد تلویزیونی و سینماییش دیده است. این رمان برای نوع رمان ماجرایی که در آن قهرمانان به دنبال گنج هستند، الگوست. «دکتر جکیل…» هم یکی از آثار کلاسیکی است که به شکلی از داستان گوتیک رسمیت می­بخشد. همینطور رمان «دکتر جکیل…» به عنوان الگوی داستان­هایی با شخصیت­هایی با هویت دوگانه و حتی نوع داستان ابرقهرمانی که مبنای اصلی کمیک استریپ را می­سازند شناخته می­شود. اما چرا «دکتر جکیل… » به محض انتشار در انگلستان به طرز شگفت انگیزی محبوب شد؟ یک جواب می­تواند این باشد:

در پایان قرن نوزدهم جامعه­ انگلستان درگیر بحران­هایی جدی بود. چه از نظر اقتصادی، چه سیاسی و چه اجتماعی و به نظر می­رسید آنچه بنیان­های جامعه را در چند قرن قبل حفظ کرده بود و در واقع انگلستان سنتی را می­ساخت در حال تغییر است. کارگران حق رای به دست می آوردند و نظرات اجتماعی جدید مطرح می­شدند. «دکتر جکیل و…» را برخی نماینده­ این تغییر می­دانند. شخصیت دوگانه­ دکتر جکیل را می­توان بازنمایی شرارت پنهان آدم­های درجه یک و کلاس بالای انگلیسی دانست. فقط برای روشن شدن بحث داستانی را درباره­ جراح بسیار محترمی در تهران تصور کنید که شب­ها تبدیل به قاتلی زنجیره­ ای می­شود. می­گویند یکی از مبانی ژانر گوتیک تقابل مظاهر سنتی با تغییرات است. اینکه چطور علم جدید و سلاح جدید به جنگ نیروهای تاریک گذشته می­روند؛ یا حتی برعکس. اگر این ایده را قبول کنیم و «دکتر جکیل و…» را نمونه­ این ژانر بدانیم به همراه تعابیری که گفتیم. می­توانیم به دیدی جدیدتر درباره­ اقبال گسترده­ی متون گوتیک در شرایط امروز کشور خودمان پیدا کنیم. هنوز قانع نشده­ اید؟

حتی اگر این توضیحات برای خواندن «دکتر جکیل…» کافی نباشند، باز هم توجیهی برای منتشر نشدن مداومِ نسخه­ کامل این اثر کلاسیک وجود ندارد. طبیعتا آنچه یک ناشر را برای چاپ متنی اقناع می­کند، احتمال فروش آن است و آثار کلاسیک همیشه ثابت کرده­ اند فروش ثابت و متداولی دارند. البته شاید هم مثل آثار آگاتا کریستی که جدیدا در سری رمان­های نوجوان منتشر می­شوند، ناشرین تشخیص داده­ اند که مخاطبین بزرگسال بهتر است وقتشان را با خواندن رمان­های پلیسی و ترسناک قرن نوزدهمی تلف نکنند و بیشتر رمان­های پلیسی قرن بیستمی بخوانند. منظورم این است که اگر چاپ نسخه­ کامل رمان­های کارآگاه مگره (که اتفاقا خیلی هم خواندنی و جذاب هستند) برای بزرگسالان مناسب است، طبعا «دکتر جکیل … » هم هست.

به هر حال، خواندن «دکتر جکیل» هم برای خوانندگان نوجوان می­تواند جذاب باشد و هم بزرگسال. هم برای خوانندگان حرفه ­ای و متخصص و هم خوانندگان غیرحرفه­ ای و غیر متخصص. مخصوصا که استیونسون مخاطبش را رها نمی­کند. شما می­توانید پس از «دکتر جکیل..» «جزیره­ گنج» را بخوانید، پس از جزیره­ی گنج به سراغ «تیر سیاه» بروید و همینطور ادامه دهید تا تمام آثار ترجمه شده­ی استیونسون را بخوانید. مطمئن باشید ناامیدتان نخواهد کرد.

 چند پیوند در مورد دکتر جکیل و آقای هاید

دکتر جکیل و آقای هاید در ویکی فارسی

 دکتر جکیل و آقای هاید در ویکی انگلیسی