خفاش شب

خفاش شب

چون سیامک گلشیری نویسنده داستان های پرماجرا و بعضا ترسناک است و عناصر گوتیک و کارآگاهی را هم در داستان هایش استفاده میکند، من شخصا پیگیر آثارش هستم و چند تاییشان را هم در مطبوعات نقد کرده ام اما یادداشتم روی خفاش شب منتشر نشده بود. خفاش شب را سیامک گلشیری با الهام از ماجرای خفاش شب معروف نوشته است و در کمال تعجب من چندان سر و صدا هم نکرد و موفق نبود. شاید دلایلی که در نقدم شمرده ام در این سر و صدا نکردن بی تاثیر هم نبوده باشد. این اخطار را هم بدهم که این یادداشت داستان را لو می دهد.

فایل پی دی اف نقد جهت خواندن سریع و ساده و بی دردسر:

khofasheshab

 

این هم بخشی از متن یادداشت:

برای من که چند کتاب دیگر از سیامک گلشیری خوانده­ام، مثل روز روشن بود که قاسم و مراد، به خانه برنخواهند گشت. این اطمینان ناشی از عدم استفاده­ی سیامک گلشیری از عناصر ژانر است، یکی از عناصر اصلیِ غایب در کتاب قهرمان است. در تقابل با قاتلین زنجیره­ای در اینگونه رمان­ها معمولا قهرمانی هست تا تعادل قوا حفظ شود. تمام قربانیان در «خفاش شب» شکارهایی بی دست و پا هستند و توان دفاع از خودشان را ندارند. می­پذیرم که در واقعیت هم همینطور است، ولی حضور قهرمان است که کتاب را خواندنی­تر می­کند. من مطمئن بودم قاسم و مراد بر نخواهند گشت و درگیری جدی میان لیلا و انها در نخواهد گرفت. حتی اگر فرض کنیم، لیلا قهرمان رمان است چون تقابل خاصی بین لیلا و قاتلین اتفاق نمی­افتد، قهرمان بی رمقی است. ظاهرا قرار است ما با این دو نفر قاتل همدردی کنیم، و همراه شویم یا به اصطلاح سینمایی­ها همذات­پنداری کنیم. چون این دو شخصیت هستند که بیشتر حجم رمان را به خودشان اختصاص می­دهند، و ما آنها را خیلی بهتر و بیشتر می­شناسیم…

چند پیوند در مورد خفاش شب:

گفتگو با سیامک گلشیری در مورد خفاش شب

معرفی کتاب خفاش شب

درباره خفاش شب