entekhabatالان سه ساعت است این را نوشته ام و هی میخوانم ولی چون هیجان دارم توان اصلاح کردنش را ندارم، در عین حال دیدم یک چیزی ننویسم همین الان حناق می شود.

آیا نسل ما می برد؟!

هیچ چیزی را فراموش نکرده­ ام. هیچ چیزی را فراموش نمی­کنم. تاریخ در ذهن من زنده است، هر روز در مجلس به توپ بسته میشوم و هر روز در بیست و هشت مرداد سقوط می­کنم و هر روز در هشتاد و هشت جنگ را تماشا می کنم. اما از این پیروزی خوشحالم، و این خوشحالی به نظرم مال همه است، حتی کسانی که محصورند و این خبرها احتمالا کمی دیر بهشان می­رسد. حتی کسانی که الان خوشحال بودن برایشان سخت­ترین کار دنیاست. خوشحالم که در یک انتخابات پیچیده، اقلا تا این لحظه موفق بودیم. انتخاباتی که می توانست سرنوشت قرن بعدی را معین کند.

من سی و یک سال دارم و شانزده سال اخیر را در طوفان زندگی کرده­ام. هشت سالش را زیر سایه­ جنگ بودم، و سال 88 به خودم گفتم، امین، باختید؛ تمام. اما امروز بردیم. به قول معروف یقه را گرفتیم، اما مجرب­تر از قبلیم. شانزده سال طوفان را گذرانده­ ایم، عاقلتریم، زرنگ تریم، با سیاست تریم، این حکم ماست که سی و یک ساله های این نسلیم، و بیست یک ساله هایی خیلی پرشورتر، خیلی معقول­تر و خیلی امیدوارتر از مای ده سال پیش هم هستند.

تازه پنج میلیون رای را شمرده اند حدودا و تا اینجا ما برنده­ ایم، چه انتخابات به دور دوم کشیده شود، چه نشود، ما تا اینجای بازی را خوب برده ایم. بعد از هشت سال زیر سنگ بودن، فرو خوردن خشم، خشم زیاد، صبر کردن، در کمتر از یک هفته روی نامزدی که اصلا رایی نداشت، اجماعی شد که بیا و ببین. ما به خودمان رای دادیم، نه به روحانی، و الان حس میکنم ما هنوز یک فرصت دیگر برای بردن داریم. یک بار دیگر یقه را گرفته ایم، و امیدوارم این بار یقه را ول نکنیم. اینبار بازی خیلی فرق کرده است. راند پنجم را بردیم نه راند اول را. راند سه و چهار خیلی کتک خوردیم ولی هنوز سر پاییم. حتی اگر انتخابات به دور دوم هم برود، حتی اگر دور دوم روحانی رییس جمهور نشود، ما یکبار دیگر در یک انتخابات دیگر ثابت کردیم حرف ما، حرف اکثریت ایران است و برای پیش بردن کارمان به چیزی نیاز نداریم جز فرصتی برای حرف زدن و کار کردن. فرصتی که گویا قرار است در این چهار سال کمی برایمان فراهم شود.

میگویند این تازه دو روز است اصلاح طلب شده است. هدف من همین است که همه به عقلانیت رو بیاورند، هر یک نفری که به این صف بپیوندد جشنی است برای ما. میگویند فقط یک کمی شل می شوند، جامعه عوض نمی شود. فضا باز بشود حتی کمی، جامعه را ما عوض می کنیم. میگویند روی خون کشتگان راه می روید، بله، خیابان سرخ است، و من هم بال ندارم و توی همین خیابان راه میروم. میگویند این صحنه سازی بوده است، خب صحنه سازی را بردیم. میگویند به میر و شیخ خیانت شد، این بهترین راه برای کمک به آنها بود. نهایت اینکه به هر حال این کشور را ما اداره میکنیم، اموراتش را ما می گردانیم، ما که میخواهیم تغییری به سمت بهبود ایجاد کنیم، و فقط کافی است مدیر بالا دستی چوب لای چرخمان نگذارد. می پرسید برد ما چیست؟ چهار سال بعد احمدی نژاد یا جلیلی دیگری در انتخابات خواهد بود، برد ما این است که چهار سال بعد نگران رای آوردن احمدی نژاد بعدی نباشیم. این از من، شرایط برد شما چیست؟

این هم پیوند به یادداشت سال 88 من:

http://situationoii.blogspot.com/2009/06/blog-post_24.html