elect

در مورد انتخابات نوشتن کار من نیست، تا به حال هم چنین کاری نکرده بودم و احتمالا از حالا به بعد هم چنین کاری نخواهم کرد.  ولی به نظرم انتخاب جلیلی یک اشتباه محض است، به قول سایت الف گویی دوستان حزب ا… مصمم هستند همیشه گزینه اشتباه را انتخاب کنند.

کمی مفصل است فایل پی دی اف را همینجا می گذارم برای خواندن راحت و ساده:

cherajalilina

چرا جلیلی نباید رییس جمهور شود؟

این یادداشت با این فرض شروع میشود که شورای نگهبان کارش را کاملا صحیح انجام داده است. موسوی و کروبی دقیقا جایشان حصر خانگی است، و هاشمی و خاتمی نیز باید محصور باشند ولی نشده اند. اگر تمام اینها را به عنوان حقایق غیرقابل بحث هم بپذیریم، باز هم سعید جلیلی نباید رییس جمهور شود.

فرض میکنیم تمام حزب ا… ها و بسیجیانی که از آقای جلیلی حمایت میکنند نهایت صداقت را دارند. و خود آقای جلیلی هم اصلا آدم بدی نیست، نهایت صداقت را دارد، آدم بسیار خوب و مثبتی است و واقعا قصد دارد به اهدافش عمل کند. اگر تمام این ها را هم به عنوان حقایق غیر قابل بحث بپذیریم، باز هم سعید جلیلی نباید رییس جمهور شود.

مخاطب این یادداشت طبعا من نیستم، امثال من هم نیستند. مخاطب این یادداشت طرفداران آقای جلیلی هستند و یا کسانی که میخواهند با طرفداران آقای جلیلی بحثی داشته باشند. البته استدلالات بیشتری را در مورد آقای جلیلی و رییس جمهور نشدنش می توان مطرح کرد، اما از حوصله این یادداشت خارج هستند. ضمنا کل این بحث هیچ کاری به منشا حمایت آقای جلیلی ندارد. چه او مورد حمایت دولت فعلی باشد، چه نباشد، نباید رییس جمهور شود.  در دفاع از آقای جلیلی چند استدلال طرح میشود؛ نخست آنها را رد می کنم.

اول: «سعید جلیلی اصلح است، چون مورد نظر مقام معظم رهبری است.»

رد: با چه استدلالی میتوان دکتر ولایتی که مشاور ارشد رهبری است را مورد نظر ایشان ندانست، ولی سعید جلیلی را دانست؟ رهبری تاکید واضح کرده اند که از هیچ نامزدی حمایت نمی کنند. اما برخی مصرند که باید از روی نشانه ها فهمید کدام نامزد مد نظر است. با سه مثال تاکید میکنم که رهبری در هر مقطعی نظرشان در مورد دولت ها را صریحا ابراز کرده است: 1. در دولت خاتمی که موضع رهبری در مورد دولت صراحتا مشخص بود. 2. دولت احمدی نژاد که چندین بار رهبری صراحتا از دولت حمایت کردند. 3. تقابل نظرات رهبری با هاشمی، که صراحتا در خطبه­ ی نماز جمعه روی آن تاکید شد. اگر رهبری روی نامزدی نظر خاصی داشت، قطعا با وضوح بسیار بالا رویش تاکید میشد. مورد حمایت رهبری بودن جلیلی، یک توهم برساخته از نشانه های گنگ و بسیار قابل تفسیر است. همان نشانه ها را واقعا می توان طوری تفسیر کرد که به قالیباف، ولایتی یا حداد عادل برسید. از دوستانم خواهش میکنم این حرف را تکرار نکنند و داستان های ناموثق را به اعتبار افرادی که نقلشان می کنند نپذیرند.

دوم:«مهمترین مشکل ایران سیاست خارجی است، و جلیلی خبره­ ی سیاست خارجی است.»

رد: این استدلال یک توهم بیشتر نیست و بر اساس یک توهم شکل گرفته است. آقای جلیلی صرفا رییس هیئت مذاکره کننده بوده است، یعنی سیاست های معینی را اعمال میکند. نتیجه ی این سیاست ها تحریم است. چه جلیلی، چه قالیباف، چه کس دیگر، این سیاست ها ادامه خواهند یافت. سعید جلیلی نه سیاست گذار بوده است، نه تصمیمات تاثیر گذاری گرفته است، نه دستاورد بزرگی داشته است. اگر مقاومت می کردیم و تحریم نمی شدیم سعید جلیلی قهرمان من بود. اما مقاومت کردیم و تحریم شدیم، این سیر کاملا طبیعی است، شما بودید دستاوردی جز این کسب می کردید؟ اصلا ممکن بود دستاوردی جز این کسب کنید؟ سوال اصلی این است که چطور در شرایط تحریم کشور اداره خواهد شد؟ مسئله­ ی اصلی سیاست خارجی نیست، مسئله­ ی اصلی «اقتصاد تحت تحریم» است. بنابراین خبره­ گی سعید جلیلی در سیاست خارجی اثبات شده نیست. و بر اساس شواهد موجود، تخصصی هم در امر اقتصاد ندارد.

سوم:«سعید جلیلی یک حزب ا… و ساده زیست است، پس باید رییس جمهور شود.»

رد: اولا اطلاعات در مورد حزب اللهی بودن و ساده زیست بودن چیزی جز توهم  و پیش داوری نیست. فراموش نکنید که عین این استدلال در مورد آقای احمدی نژاد هم مطرح بود. این استدلال آن زمان اشتباه بود، هنوز هم اشتباه است. به چند دلیل: ساده زیستی کیفیتی در مورد زندگی شخصی است، ربطی به توان مدیریت ندارد. من هم ساده زیستم، ولی رییس جمهور نمی شوم. آدم های ساده زیست زیادی را می شناسم، آنها هم ریییس جمهور نیستند. این دو مساله ارتباطی به هم ندارند، اگر هم دارند ارتباط دوری است.

حالا فرض میکنیم سعید جلیلی یک حزب اللهی است. آیا قالیباف، ولایتی، یا محسن رضایی نیستند؟ این آدمها مردان بی خدا و فاسدی هستند؟! آیا حزب اللهی بودن یک صفت است که تعریف دقیق و مشخصی دارد؟ واقعا شما که بسیجی هستید، از میزان خلوص تمام بسیجی ها مطمئنید؟ اگر برای این سوالات جواب های قاطع و مشخصی دارید مرحبا به شما، ولی اگر در این موارد تردید دارید، و تجربه­ ی احمدی نژاد را خوب درک کرده اید، گمانم بهتر است در انتخاب سعید جلیلی کمی تامل کنید.

هر دفاع دیگری از سعید جلیلی را می توان به همین ترتیبات رد کرد، اما این سه مورد به نظرم اصلی بودند. سعید جلیلی یک خصلت دیگر هم دارد، در کلامش از مغاطله به شدت استفاده میکند. من صرفا یکی از این مغلطه ها را باز میکنم، و به نظر من حتی در میان بسیجیان نیز چنین مغاطلاتی در شرایط فعلی خواهانی ندارد. سعید جلیلی با کار کردن زنان موافقت چندانی ندارد، و میگوید نقش اصلی زن مادری است، این استدلال را در زیر باز کرده ام:

فرض 1: غرب برای چرخیدن چرخ سرمایه داری زنان را به کار گرفته است، پس اشتغال زنان توطئه است.

فرض 2: نظام جامعه ما سرمایه داری نیست، اقتصاد اسلامی است و اقتصاد اسلامی نیازی به کار زن ندارد.

فرض 3: نقش اصلی زن در خانه، و نقش مادری است، پس زنانی خانه دار فرزندان و خانواده های بهتری دارند.

نتیجه: پس بهتر است که زنان کمتر کار کنند و بیشتر به خانواده بپردازند تا جامعه بهتری داشته باشیم.

این استدلال بر سه فرض  استوار است که هر سه فرض غلط هستند و بی مبنا. اولا، نظام سرمایه داری زنان را به کار نگرفته است، زنان خودشان کار کردن را انتخاب کرده اند تا استقلال مالی داشته باشند و در تولید ناخالص ملی کشورشان سهیم باشند. زنان کارکردن را کنار نخواهند گذاشت، چون تصمیمات فرهنگی در این مقیاس غیرقابل برگشت هستند، چرا؟ چون اگر برای بقای جامعه ضروری نبود چنین تغییر شگرفی در جامعه ایران روی نمی داد.  کسی تصمیم نگرفته زنان کار کنند، این تحولی است تاریخی، نه تصمیمی فردی. برای کار نکردن زنان، باید مدل جامعه ایران به صد سال قبل برگرداند که محال است.

ثانیا، اگر هم فرض کنیم نظام ما سرمایه داری نیست و مبتنی بر اقتصاد اسلامی است، چه کسی گفته در اقتصاد اسلامی زن نباید کار کند؟ این کشف آقای جلیلی است یا نظریه پردازان بزرگی هم از ایشان حمایت می کنند؟ اقتصاد اسلامی فقط شامل ایران است یا تمام کشورهای اسلامی مثل مالزی نیز شاملش هستند؟ این نظریه پردازان بزرگ آیا در ایران، یا جهان اسلام مورد تایید هم هستند؟ آیا مراجع دینی ما حکم قاطعی در مورد اشتغال زنان داشته اند؟! آیا چنین تصمیمی در مورد زندگی اسلامی، بیشتر وظیفه مراجع دینی نیست تا رییس جمهور؟ آیا رهبری در مورد اشتغال زنان چنین صراحتی داشته اند یا آقای جلیلی از ایشان جلو زده است؟ اگر در مورد این سوالات هم پاسخ های قاطعی دارید، عالی است. ولی اگر کمی در دلتان تردید ایجاد میشود، بهتر است در حمایت از آقای جلیلی تامل کنید.

ثالثا، این حرف که زنان خانه دار مادران بهتری هستند توهین مستقیم به امثال من است. من، و بسیاری مثل من فرزندان مادران شاغل هستیم.  اگر هم بخواهیم استدلالی کنیم، زنی که شاغل است، مستقل است، قدرت تصمیم گیری دارد و صاحب فکر است، فرزند بهتری تربیت میکند تا زنی که وابسته کامل به شوهرش است. این فرض به طریق اولی مردود است.

در نتیجه این استدلال آقای جلیلی در مورد اشتغال زنان که مدام هم تکرارش میکنند چیزی جز یک مغلطه تکراری نیست. من از تمام بانوان بسیجی، چادری، معتقد و مذهبی که شاغلند، در حال تحصیلند و برنامه ای برای اشتغال دارند ـ  که میدانم تعدادشان هم کم نیست ـ خواهش میکنم این حرف آقای جلیلی را جدی بگیرند و از خودشان بپرسند آیا حاضرند از حق کار کردن خودشان به سادگی و با تصمیم یک رییس جمهور بگذرند؟

اما به چه دلایلی نباید ایشان رییس جمهور شوند؟

  1. شناخت: ایشان هیچ سمت اجرایی قابل اعتنایی نداشته اند، پس شناختی از عملکردشان نیست به قول معروف هندوانه ­ی سر بسته اند. درحالیکه حتی غرضی رزومه ی  روشن و  موفقی دارد. ناشناخته ترین آدم این جمع همین آقای جلیلی هستند؛ با کدام عقل عدم شناخت بر شناخت ارجح است؟!
  2. تجربه: ایشان هیچ سمت اجرایی قابل اعتنایی نداشته اند، مدیریت اجرایی یک مهارت پیچیده است و زمانی باید صرف یادگیری اش شود. ریاست جمهوریِ یک بی تجربه، مثل شرکت دادن یک کشتی گیر بی تجربه در المپیک، و همانقدر اشتباه است.  با کدام عقل بی تجربگی محض در مدیریت عالی، بر مدیریت طولانی مدت اجرایی ارجحیت دارد؟
  3. ظواهر امر: قبول دارید رییس جمهور اگر خوشتیپ نیست اقلا باید سر و زبان داشته باشد؟ احمدی نژاد انصافا در حرف زدن کم نمی آورد. ولی آقای جلیلی حتی این خصلت را هم ندارد، واقعیت این است که جز جانباز بودن، و معتقد بودن هیچ خصلت دیگری ندارد. قالیباف هم رزمنده است، هم مدت بیشتری در جنگ بوده و مسوولیت بیشتری هم داشته است. اگر به این چیزهاست که قالیباف گزینه بهتری است. و …

این بحث را می شود همینطور ادامه داد و رفت جلو. اگر انتخابات تمام شد و آقای جلیلی رییس جمهور شد دعا میکنیم موفق شود. اما واقعا از شما میخواهم کمی در این مورد تامل کنید، تردید کنید و عقاید مرشدانتان را دربست قبول نکنید.

خسته نباشید.