tehran1500

تهران 1500

 

این دو یادداشت را در آغاز اکران تهران 1500 نوشتم و در سایت قبلیم که منهدم شد به ترتیب منتشر کردم. یادداشت اول یک یادداشت خیلی عصبانی بود درست بعد از اکران فیلم. بعدا متوجه شدم که یکی از معدود نقدهای منفی روی 1500 را نوشته ام و یادداشت در چند سایت و فلان و گروه فیسبوکی هم لینک شد و نقل شد. طبعا این یادداشت واکنشهایی را هم برانگیخت که باعث شد من یادداشت دوم را بنویسم و در یادداشت دوم؛ برخی دفاعیات دوستان از تهران 1500 را ـ که البته این دفاعیات بسیار رایج هم هستند ـ رد کنم. در این یادداشت ها فروش یک میلیارد و دویست میلیونی را برای فیلم پیش بینی کرده بودم؛ که الان بعد از هفتاد و هفت روز فروش کل فیلم به یک میلیارد و پانصد میلیون نزدیک شده است و هنوز پانصد میلیون شیرین تا هزینه تولیدش فاصله دارد. با تشکر از همه دوستانی که صبورانه این یادداشت های بعضا عصبانی را میخوانند.

 

این یادداشت اول است:
افتضاح 1500

درباره فیلم تهران 1500

چند روز است از خودم می پرسم که چرا فکر میکردم خالق سیا ساکتی و نویسنده فیلمنامه بی سر و ته «آل» قرار است یک انیمیشن خوب بسازد؟ از اینکه اجازه دادم خوش بینی بر عقلم چیره شود متنفرم.

اولین مسئله بازسازی شخصیت ها بر اساس بازسازی کاریکاتورگونه­ی ستارگان سینمای ایران است. واقعا بیچارگی تا این حد که در انیمیشن هم باید شریفی نیا را تحمل کنیم؟ شریفی نیایی که دقیقا نقشش در فیلم دنیا را بازی میکند؟ یا هدیه تهرانی را چرا باید کارتونی ببینیم؟ واقعا اگر قرار است تمام شخصیت های انیمیشن بازیگران واقعی باشند، همینها را جمع می کردی یک فیلم زنده میساختی برادر من! اسکل کردی؟ محض رضای خدا داستان هم که حتی در حد یک گره یا یک پیچ ربطی به انیمیشن ندارد. خیالی ترین چیز فیلم همان ربات­های کارگر بودند که خیلی ساده میشد به شکل مجسمه های موتوری فلزی ساختشان. ماشین های پرنده حذف هم می شدند هیچ خللی در داستان ایجاد نمی شد. یعنی شما که فیلم را ندیدید فرض کنید مثلا در فیلم دختر ایرانی، یا پسر تهرانی، یا یکی دیگر از همین چرندیات رایج. امین حیایی به جای بنز عادی با بنز پرنده برود دنبال هدیه تهرانی. من بهرام عظیمی را به تنهایی متهم نمی کنم. ولی این همه اسامی عریض و طویل که در تیتراژ فیلم پشت سر هم قطار شده اند، یک کارتون هم ندیدند؟ من قبول میکنم باباکرم رقصیدن یک ربات تصویر جالبی است، این سی ثانیه از فیلم هم خیلی باحال، اثلا از صد دقیقه من می پذیرم که ده دقیقه فیلم جالب بود، ولی نود تای بقیه را کجای دلم بگذارم؟ حالا اینها مهم نیست.

شاید کسی بگوید نه تهران 1500 خیلی هم خوب است. خب باشد اصلا خوب است. ولی شکست تجاریش را که نمی توانید انکار کنید. من بدینوسیله به همه دوستان عزیز اعلام میکنم که شکست تجاری تهران 1500 به خاطر بی علاقگی مردم ایران به انیمیشن نیست. اتفاقا ما برای یک انیمیشن خوب له له می زنیم. ولی یک انیمیشن میخواهیم نه نسخه­ی کارتونی فیلم های امین حیایی را. امیدوارم این لطف را به ما بکنید. نکته جالب تعدد اسامی در بخش فیلمنامه است. چهار پنج تا اسم نشسته اند کنار هم، واقعا دستاورد شما پنج نفر این فیلم بی سر و ته است که تمام اشکالات ممکن یک فیلمنامه را دارد؟

شکست

ناامیدی

و خسران

عواطف من بعد از تماشای این فیلم بودند.

و البته خشم.

 و این هم یادداشت دوم است:

 افتضاح 1500 ـ توضیح بیشتر، و رد کردن برخی دفاعیات

امین حسینیون.

یک یادداشت خشمگین در مورد فیلم تهران 1500 نوشتم و در سایتم منتشر کردم، مهرداد فراهانی، دوست خوبم، چند نکته را در صفحه فیسبوکش متذکر شد، کامنتهای متعدد در جاهایی که یادداشت به اشتراک گذاشته شده بود خواندم و نکاتی را خود بهرام عظیمی متذکر شده بود. به نظرم رسید بد نیست در یک یادداشت جداگانه اولا بیهوده بودن بسیاری از این دفاعیات را متذکر شوم، و توضیح دهم که نظرم در مورد این فیلم خاص محصول عصبانیت نیست. اینها دفاعیات رایجی هستند که همه در مورد کارهایشان در ایران از آنها استفاده میکنند و رد کردنشان خالی از لطف نیست.  این یادداشت البته کامل نیست و از این دست دفاعیات بی ربط در ایران کم نیستند. اما قبل از خواندن فهرست دفاعیات و جواب­هایی برایشان که امیدوارم در بحث­های آینده به کمک شما بیاید، این را بگویم.

از نظر من دلیل خاصی ندارد که هنرمندی از اثرش دفاع کند، هنرمند قاعدتا به فکر ساختن اثر بعدی است. اگر از او سوالی پرسیدند جواب دادن خالی از لطف نیست اما نامه نوشتن و صدور بیانیه و وارد بحث شدن کاری است بس بیهوده. از طرف دیگر، برای لذت بردن از یک فیلم لزومی ندارد فیلم حتما فیلم خوبی باشد. خود من از بسیاری فیلم­های بد تاریخ سینما لذت می برم، چون با سلیقه­ی من جور هستند. یا خاطره­ی خوبی ازشان دارم و یا … . اما عکس این گزاره، یعنی اینکه فکر کنیم چون از فیلمی خوشمان آمده از نظر سینمایی هم قابل اعتناست، حرفی است خنده دار.

مدافعین فیلم یک بخش عمده­ی دفاعشان را روی فروش بالای فیلم متمرکز کرده­اند. فیلم هنوز از یک میلیارد نگذشته است. با توجه به قیمت بلیت شش هزار تومنی نوروز امسال اگر یک میلیارد و دویست میلیون بفروشد میشود دویست هزار نفر تماشاچی. اینکه دویست هزار نفر تماشاچی، آمار موفقی هست یا نیست موضوع بحث من نیست، هرکس میتواند خودش تصمیم بگیرد. امیدوارم یادداشتم مفید باشد. طبیعتا اگر خطایی در متنم می بینید یادآوری کنید که اصلاح کنم.  در ضمن بد بودن تهران 1500، به معنی بد بودن بهرام عظیمی و کل کارهای گذشته و آینده­اش هم نیست. و این یادداشت وجودش نشانه­ی اهمیت فیلم از نظر نگارنده است. اگر من تهران 1500 را یک آشغال بی اهمیت می دانستم که بیکار نبودم سه هزار کلمه در موردش بنویسم.

دفاع1: با توجه به بد بودن همه چیز، نمی توان از بد بودن یک چیز ایراد گرفت.

مهرداد فراهانی: ایراد ضعف فیلمنامه را هم با توجه به زمان و مکانی که در آن به سر می بریم وارد نمی دانم زیرا کدام فیلم یا تله فیلم این روزگار متن خوبی دارد که ما از بهرام عظیمی انیمیشن ساز توقع فیلمنامه محکم داشته باشیم؟

جواب: این مدعا به طریق اولی اشتباه است. وقتی در مورد یک فیلم خاص حرف میزنیم، استفاده از مقایسه در دفاع اعتباری ندارد مگر اینکه، منتقد مقایسه ای کرده باشد. گذشته از این، کی اثبات شده که چیزهای دیگر همگی بد هستند؟ در مورد گفته مهرداد فراهانی، چه کسی اثبات کرده تمام فیلم های این روزگار متن بدی دارند، که بهرام عظیمی را هم بشود بخشی از همان گروه دانست؟ گذشته از این، اگر همه چیز بد باشد باز هم مجوزی برای بد بودن چیز بعدی نیست؛ مخصوصا وقتی که ما از معیارهای بهتر بودن مطلعیم. و اشتباهات انقدر واضح و بزرگ هستند که نمیشود ندیده گرفتشان.

این دفاع اشکال گوناگونی در کلام پیدا میکند: مثلا بقیه انیمیشن­های ایرانی چه هستند؟ در این سینمای وانفسای ایران همین هم نوبر است، آقا اصلا بهتر از این نمیشد ساخت با این مدیریت غلط! ای آقا مگر ما سینما داریم؟ و …. . طبیعتا تمام این اشکال مردود هستند.

دفاع 2: چون کار اول است خوب است.

از کامنتهای گروه انیماتورهای ایرانی در فیسبوک: «بنظر منم نباید فقط ایراد تکنیکی گرفت مهم بحث معنویه کاره،همین که ساخته شد و رفت روی پرده و فروششم بد نبوده این یعنی یه شروع تازه.»

جواب: این یعنی یک شروع بد، نه یک شروع تازه و گاهی شروع بد از شروع تازه بدتر است. تهران 1500 اولین انیمیشن ایرانی نیست که بخواهیم ایراداتش را تحت این عنوان فراموش کنیم. حتی اگر هم بود، تهران 1500 در بی اطلاعی ساخته نشده است. همه ما به منابع مورد نیاز برای کسب دانش انیمیشن سازی دسترسی داریم، نداریم؟ در ایران انیماتور خوش دست و قوی کم داریم؟ نداریم.

این فکر که چون برای اولین بار کار فلان را انجام میدهیم حق داریم کار فلان را بد انجام دهیم واقعا ایده­ی اشتباهی است. این حق را چه کسی به ما داده است؟ بهرام عظیمی و گروهش انیمیشن را اختراع نکرده­اند که چون کار اول است ما بر خطاهایشان چشمپوشی کنیم. در جهان حجم بسیار بزرگی انیمیشن هست(نه فقط محصولات پیکسار) با بودجه های کم و زیاد، اینطور نیست که انیمیشن سرزمین کشف نشده ای باشد. ساخت انیمیشن شبیه ساخت یک فیلم وحشت است. انقدر نمونه­های موفق زیاد است که راه فرار از این سمت کاملا بسته باشد.

دفاع 3: مظلوم نمایی و مبارز طلبی.

مثال از کامنت خود بهرام عظیمی: .خیلی از کسانی که اینگونه ۱۵۰۰ و من را نقد کردند،با نامهای مستعار و بدون نشان،بر علیه من و فیلمم مطلب نوشتند و مینویسند.تهران ۱۵۰۰ با تمام ایراداتی که به آن وارد است اکران شد و بسیار موفق از نظر فروش، عمل کرد.این فیلم با هزینه شخصی ساخته شده.حتی خود من بیش از ۱۵۰ میلیون برای این فیلم هزینه کرده ام و چهار سال از زندگی خودم را برای ساخت این فیلم اختصاص دادم.قبل از اکران این فیلم هیچ انیمیشنی در تاریخ سینمای ایران به این موفقیت دست پیدا نکرده است.دوستان میگویند خیلی بهتر از من و تیمم میتوانند فیلم بسازند.خب چرا نمی‌سازید!؟چه کسی جلوی شما را گرفته؟من!!؟

جواب: مظلوم نمایی و مبارز طلبی شاید رایج ترین روش دفاع در ایران باشد. روشی که در هشت سال اخیر رییس جمهور تقریبا تهش را در آورده است: «این دولت در سختترین شرایط کارش را میکند، و هیچکس بهتر از این دولت نمیتواند کشور را اداره کند.»اینکه کسی با پول خودش فیلم را ساخته یا نساخته، یا مدیران چقدر اذیتش کرده اند و از این دست جملاتی که همه در ایران میگویند با یک جمله حل و فصل میشوند: همه­ی ما در این شرایط کار میکنیم. بخش دوم مظلوم نمایی همیشه مبارز طلبی است. در واقع یادآوری این نکته که هیچکس بهتر از من در زمان و مکانی که من بودم نمی توانست کار فلان را انجام دهم. مثلا مهاجم تیم میگوید:«هرکس دیگر هم بود توپ را خراب میکرد.» طبیعتا چون لحظه­ی مورد نظر غیرقابل تکرار است، صدق و کذب مدعا را به طور قطع نمی توان مشخص کرد. اما جواب این یکی هم ساده است: این که دیگران چه کار میکنند به خودشان مربوط است. شما در شرایط خودتان، قرار است کار خودتان را انجام دهید و ما درباره­ی همان کار اظهار نظر میکنیم.  در زیر متن این دفاعیه­ی آقای عظیمی دفاعیه دیگری وجود دارد که در مورد بعد اشاره میکنم.

دفاع4: من تنها کسی هستم که میتوانست این کار را انجام دهد، دیگران اصلا نمی توانند انجامش دهند که در مورد کیفیت قیاسی انجام شود.

مثال: این مورد در جا به جای حرفهای بهرام عظیمی هست. ولی واقعا سر صبحی حوصله ندارم جملاتش را کنار هم بچینم. شما اگر دلتان میخواهد فرض کنید من اشتباه میکنم. به هر حال این دفاع هم در بین ایرانی­ها بسیار رایج است.

جواب: بهترین بودن یا نبودن در این مورد مسئله­ی مهمی نیست. تنها کس بودن یا نبودن هم مهم نیست. ما در مورد یک فیلم خاص حرف میزنیم. درست است که وقتی در مورد فیلم حرف میزنیم پای فیلمسازش را هم وسط میکشیم، حتی مسخره­اش هم میکنیم و این هم درست است که شاید اگر تمام ایران جمع شوند نتوانند فیلم بهتری بسازند. اما تمام اینها دلیل نمیشود که فیلم فلان، فیلم خوبی باشد. چنین حرفهایی را در مورد دوئل احمدرضا درویش هم زیاد می زدند، یا احتمالا در مورد فیلم جدید مجید مجیدی خواهند زد. یا حتی فیلمی که درویش در مورد عاشورا ساخته است احتمالا چنین دفاعیاتی در اطرافش خواهد داشت. کل این دفاعیه مبتنی بر شخصیت مولف است، با حذف مولف از معادله و بحث در مورد فیلم قضیه منتفی میشود. به علاوه در سیستم نا عادل ایران، همیشه انگشت اتهام به سمت کسانی است که پیشرفت کرده اند نه کسانی که پیشرفت نکرده اند.

دفاع 5: من توانم همین بود.

جواب: این تنها دفاعی است که جوابی برایش نیست جز تشکر از گوینده. اما حتی این دفاع هم تغییری در واقعیت فیلم نمی دهد. فیلم بد، اگر حتی بهترین توان سازنده اش باشد باز هم بد است نه خوب.

دفاع 6: این کار ما نیست. حاضر به گفتگو هستیم اما الان باید به موفقیت این کار کمک کرد چون متعلق به همه­ی ماست. و البته اکثر منتقدین از حاسدین هستند.

مثال: امیر مسعود علمداری: هریک از ما بهتر از آن هستیم که شما در۱۵۰۰ می‌بینید،اما این کار متعلق به ما نیست .این اثر راهگشای سینمای ایران در بازار سینما وتعیین کننده امکان ورود انیمیشن به سینماست .همانطور که اهمیت آن موافقان ومخالفان زیادی را برانگیخته است. ای کاش این مخالفان عموما از اهالی سینمای زنده بودند نه انیمیشن که طبیعی تر می‌نمود.در هر حال من درمورد نقاط ضعف فیلمنامه حاضر به شنیدن وتوضیح هستم ،اما درحال حاضر آنچه مهم است که به فروش موفق فیلم کمک کند.

جواب: هیچ دلیلی برای حمایت از تهران 1500 وجود ندارد. حتی اگر واقعا اولین انیمیشن بلند سینمای ایران هم بود، باز هم دلیلی برای حمایت از آن وجود نداشت. هیچکس هیچ وظیفه­ای برای حمایت از این فیلم ندارد. فرض کنیم منتقدین فیلم همگی از حاسدین و بدخواهان باشند. حرف­هایشان غلط است یا درست؟ وقتی کسی به جای اشاره به انتقادات، در مورد منتقدین کارش آن هم به صورت فله­ای حرف میزند، معمولا دفاع صحیحی ندارد. چنین دفاعی را هم باز هم در مورد آقای رییس جمهور به کرات می توانید ببینید وقتی منتقدین دولت را به طور فله­ای متهم به یک سری خصائل ناپسند می­کند مثل حسادت، و … .

 درباره فیلم تهران 1500 در سایت های دیگر

نقد تهران 1500 در سایت نقد فارسی

صحبت های بهرام عظیمی در مورد تهران 1500

یک نقد خیلی مثبت آن طرف پشت بامی روی تهران 1500